صبوغ
مترادفها
رنگکننده، رنگآمیز
متضادها
بیرنگ، رنگورو رفته
لغت نامه دهخدا
صبوغ. [ ص ُ ] ( ع مص ) پرشیر و نیکو گردیدن رنگ پستان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
رنگکننده، رنگآمیز
بیرنگ، رنگورو رفته
صبوغ. [ ص ُ ] ( ع مص ) پرشیر و نیکو گردیدن رنگ پستان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).