صاخب
«صاخب» یک واژه عربی است که در قالب صفت فاعلی از ریشه «صخب» ساخته شده و در زبانهای اسلامی و متون لغوی کلاسیک به کار رفته است. این واژه در اصل به معنای فردی است که دارای صدا و بانگ بلند بوده و در گفتار یا رفتار خود ایجاد سر و صدا میکند. «صاخب» در لغتنامههای معتبر عربی به معنای بانگکننده یا کسی که صدای شدید و آشکار از خود بروز میدهد تعریف شده است. ریشه این واژه یعنی «صخب» به مفهوم سر و صدا، هیاهو و آلودگی صوتی اشاره دارد که معمولاً با نوعی آشفتگی همراه است. بنابراین «صاخب» به کسی اطلاق میشود که این حالت صخب و هیاهو را در رفتار یا گفتار خود نشان میدهد. در کاربردهای ادبی و لغوی، این واژه بیشتر برای توصیف افرادی به کار میرود که آرامش گفتاری ندارند و با صدای بلند سخن میگویند. از منظر معنایی، «صاخب» میتواند بار منفی نیز داشته باشد، زیرا گاه به معنای فرد پرهیاهو و خارج از وقار به کار میرود. در متون قدیمی، این واژه معمولاً در مقابل سکوت، وقار و آرامش قرار میگیرد و نوعی تضاد معنایی را نشان میدهد. کاربرد آن محدود به توصیف حالت صوتی و رفتاری انسان است و به ویژگیهای درونی یا اخلاقی عمیق اشاره مستقیم ندارد. در نتیجه، این واژه به معنای فردی است که دارای صدای بلند، هیاهو و بانگ آشکار بوده و در رفتار خود نوعی پر سر و صدایی و آشفتگی صوتی نشان میدهد.
مترادفها
پرسرصدا، پرهیاهو، پرغو
متضادها
آرام، ساکت
لغت نامه دهخدا
صاخب. [ خ ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از صخب. بانگ کننده. سخت بانگ کننده. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
نعت فاعلی از صخب بانک کننده
جمله سازی با صاخب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 صدای صاخب و بسیار گوشخراش دستگاههای ساختمانی در ساعات اولیه صبح، آرامش و سکوت ساکنان آن محلهی قدیمی را به شدت بر هم زده بود.
💡 او از حضور در محیطهای بسیار صاخب و شلوغ بیزار است و همیشه ترجیح میدهد در مکانهای بسیار آرام و خلوت به مطالعه بپردازد.
💡 بحثهای صاخب و بسیار پرتنشی که میان نمایندگان در مجلس در جریان بود، نشاندهندهی اختلاف نظر عمیق آنها در مورد تصویب قانون جدید بود.