شکستگی های سامانمند

مترادف‌ها

شکستگی‌های منظم، شکستگی‌های سیستماتیک

فرهنگستان زبان و ادب

{systematic fractures} [زمین شناسی] شکستگی هایی با ویژگی های مشابه که در یک یا چند دسته ظاهر می شوند

جمله سازی با شکستگی های سامانمند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زمین‌شناسان پس از بررسی دقیق لایه‌های زمین، متوجه وجود شکستگی‌های سامانند در ساختار کانی‌ها شدند که نشان‌دهنده فشارهای عظیمی است که در طول هزاره‌ها اعمال شده است.

💡 در بررسی تصاویر رادیولوژی، پزشک مشاهده کرد که شکستگی‌های سامانند در استخوان‌های بلند وجود دارد که احتمالاً ناشی از یک ضربه شدید و مداوم به آن ناحیه است.

💡 تحلیل الگوی شکستگی‌های سامانند در بدنه پل نشان می‌دهد که نقص‌های ساختاری در طراحی اولیه، باعث وارد شدن فشارهای غیرمجاز و آسیب‌های ناخواسته به ستون‌های اصلی شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران