لغت نامه دهخدا
شوراختر. [ اَ ت َ ] ( ص مرکب ) کنایه از مدبر و بدبخت. ( آنندراج ).بدبخت و بی طالع و بی نصیب. ( ناظم الاطباء ). شوربخت.
شوراختر. [ اَ ت َ ] ( ص مرکب ) کنایه از مدبر و بدبخت. ( آنندراج ).بدبخت و بی طالع و بی نصیب. ( ناظم الاطباء ). شوربخت.
(اَ تَ ) (ص مر. ) بدطالع، بدبخت.
( صفت ) شور بخت.
بدطالع، بدبخت.