شور درافتادن
مترادفها
دعوا کردن، درگیر شدن، مرافعه کردن، کشاکش کردن
لغت نامه دهخدا
شور درافتادن. [ دَ اُ دَ ] ( مص مرکب ) هیجان و اضطراب حاصل شدن:
دلاور به سرپنجه گاوزور
ز هولش به شیران درافتاد شور.سعدی.
فرهنگ فارسی
هیجان و اضطراب حاصل شدن
دعوا کردن، درگیر شدن، مرافعه کردن، کشاکش کردن
شور درافتادن. [ دَ اُ دَ ] ( مص مرکب ) هیجان و اضطراب حاصل شدن:
دلاور به سرپنجه گاوزور
ز هولش به شیران درافتاد شور.سعدی.
هیجان و اضطراب حاصل شدن