در زبان عربی «شهوم» جمع واژه «شهم» است و در معنای اصلی خود به اسبهای تیزرو و سریع اشاره دارد، یعنی اسبهایی که توان حرکت سریع و چابک دارند. این واژه در متون فارسی و عربی قدیم برای توصیف اسبانی به کار میرفته که دارای سرعت و توانایی ویژه در دویدن و حرکت بودند و اغلب در میدانهای جنگ و سوارکاری اهمیت داشتند. علاوه بر معنای حیوانی، «شهوم» در معنای کنایی نیز به کار رفته و به مفهوم ترسانیدن یا ایجاد رعب در کسی اطلاق میشود. واژه «شهوم» به دلیل کاربرد دوگانهاش، بسته به زمینه استفاده، هم بار معنایی مثبت در توصیف توانایی و چابکی و هم بار معنایی منفی در ایجاد ترس و رعب دارد.
شهوم
لغت نامه دهخدا
شهوم. [ ش ُ ] ( ع اِ ) ج ِ شَهْم. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به شهم شود.
شهوم. [ ش ُ ] ( ع مص ) ترسانیدن کسی را و بیم کردن. ( منتهی الارب ). ترسانیدن کسی را. ( از اقرب الموارد ).