شنبار تصویر معنی شنبار لغت نامه دهخدا شنبار. [ شَم ْ ] ( ع اِ ) فراسیون. ( تذکره داود ضریر انطاکی ص 224 ). رجوع به فراسیون شود. فرهنگ فارسی فراسیون. کلمات مرتبط طیبوث جرنوت اشیاف الکلب رمرم حجر الحدید جاریکون گزارش محتوای نامناسب