شفهیه
مترادفها
شفاهی، گفتاری
متضادها
کتبی
لغت نامه دهخدا
( شفهیة ) شفهیة. [ ش َ ف َ هی ی َ ] ( ع ص نسبی ) شفهی. لبی.( ناظم الاطباء ). شفوی. و رجوع به شفوی و شفهی شود.
- الحروف الشفهیة؛ حروف شفهیة، سه حرف «ب » و «م » و «ف »است. ( از یادداشت مؤلف ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با شفهیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسیاری از دانشهای قدیمی و سنتهای فرهنگی، از طریق روشهای شفهیه و انتقال نسل به نسل، بدون نیاز به نوشتههای رسمی حفظ شدهاند.
💡 در پژوهشهای انسانشناسی، مصاحبههای شفهیه با پیران جامعه، ابزار بسیار ارزشمندی برای بازسازی تاریخ غیررسمی و فرهنگهای محلی به شمار میرود.
💡 انتقال دانش در برخی از حرفهها، بیشتر به صورت شفهیه و از طریق مشاهده و تمرین عملی توسط شاگردان، انجام میپذیرد تا دقت آن حفظ شود.