شعوذ
مترادفها
جادوگری، شعبدهبازی، فریبکاری
متضادها
صداقت
لغت نامه دهخدا
شعوذ. [ ش َع ْ وَ ] ( اِخ ) ابن خُلَیْدة. محدث است. || شعوذبن مالک. از رهط نعمان بن منذر است. || شعوذبن عبدالرحمان. محدث است. ( منتهی الارب ).
جادوگری، شعبدهبازی، فریبکاری
صداقت
شعوذ. [ ش َع ْ وَ ] ( اِخ ) ابن خُلَیْدة. محدث است. || شعوذبن مالک. از رهط نعمان بن منذر است. || شعوذبن عبدالرحمان. محدث است. ( منتهی الارب ).