شریلی تصویر معنی شریلی لغت نامه دهخدا شریلی. [ ش ِ ریل لی ] ( اِخ ) دهی ازدهستان چالدران بخش سیه چشمه شهرستان ماکو. محصول آنجا غلات. آب آن از چشمه تأمین می شود. صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ). کلمات مرتبط شکریازی سگریک دودای سیلکه قیه لی