شریث
مترادفها
وارث، ارثبر
لغت نامه دهخدا
شریث. [ ش َ ] ( اِ ) فراسیون است. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( از ذخیره خوارزمشاهی ). رجوع به فراسیون شود.
فرهنگ فارسی
فراسیون است
وارث، ارثبر
شریث. [ ش َ ] ( اِ ) فراسیون است. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( از ذخیره خوارزمشاهی ). رجوع به فراسیون شود.
فراسیون است