شرمیدن

مترادف‌ها

حیا کردن، خجالت کشیدن، شرم کردن، کم‌رو شدن

متضادها

بی‌شرمی کردن، جسارت داشتن، بی‌حیایی کردن

لغت نامه دهخدا

شرمیدن. [ ش َ دَ ] ( مص جعلی ) خجل شدن و خجالت کشیدن. ( ناظم الاطباء ). شرمنده گردیدن. ( آنندراج ). || حیا داشتن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

خجل شدن و خجالت کشیدن شرمنده گردیدن یا حیا داشتن.