شراص
لغت نامه دهخدا
شراص. [ ش ِ ] ( ع اِ ) ج ِ شِرصَه. و آن یکسوی پیشانی است نزدیک صدغ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
جمع شرصه و آن یکسوی پیشانی است نزدیک صدغ.
شراص. [ ش ِ ] ( ع اِ ) ج ِ شِرصَه. و آن یکسوی پیشانی است نزدیک صدغ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
جمع شرصه و آن یکسوی پیشانی است نزدیک صدغ.