شراریف
مترادفها
بزرگان، شریفان
متضادها
فرومایگان، پستها، اراذل
لغت نامه دهخدا
شراریف. [ ش َ ] ( ع اِ ) ج ِ شراف. ( ناظم الاطباء ). رجوع شود به شراف.
فرهنگ فارسی
جمع شراف
جمله سازی با شراریف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در تاریخ قدیم، شراریف و بزرگان قوم مسئولیت سنگینی در حفظ نظم و عدالت میان مردم و برقراری صلح در مناطق مختلف قلمرو خود داشتند.
💡 برخورد محترمانه با شراریف و افراد صاحبنام در آن دوران، از جمله آداب بسیار مهمی بود که هر مسافری باید پیش از ورود به شهر میآموخت.
💡 داستانهای قدیمی حکایت از آن دارند که شراریف همیشه در لحظات سختی و بحران، اولین کسانی بودند که برای کمک به نیازمندان و بیپناهان پیشقدم میشدند.