شد کارندگی تصویر معنی شد کارندگی لغت نامه دهخدا شدکارندگی. [ ش ُ رَ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی شدکارنده. فرهنگ فارسی حالت و چگونگی شد کارنده کلمات مرتبط پوییدگی لوغندگی لمندگی گزارش محتوای نامناسب