شانص
مترادفها
شانس، اقبال، بخت، قسمت
لغت نامه دهخدا
شانص. [ ن ِ ] ( ع ص ) متعلق به چیز. المتعلق بالشی ٔ. ( ذیل اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
متعلق بچیز المتعلق بالشئ
جمله سازی با شانص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گاهی اوقات در مسیر رسیدن به اهداف بزرگ، حتی با وجود تلاش بسیار زیاد، تنها یک عامل کوچک و ناگهانی مانند شانص میتواند نتیجه را تغییر دهد.
💡 او معتقد است که موفقیت در تجارت تنها حاصل هوش و پشتکار نیست، بلکه گاهی اوقات نقش شانص و بودن در زمان مناسب نیز بسیار تعیینکننده است.
💡 برخلاف تصور عمومی، نباید تمام نتایج زندگی را به شانص نسبت داد، زیرا برنامهریزی دقیق و آمادگی مداوم، زیربنای اصلی هر دستاوردی در زندگی هستند.