شادمان گردانیدن
مترادفها
شاد کردن، خوشحال کردن، مسرت بخشیدن
متضادها
غمگین کردن، اندوهگین کردن، افسرده کردن
لغت نامه دهخدا
شادمان گردانیدن. [ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) شاد گردانیدن. شاد کردن. خوشحال کردن: و از خاصیتهای زر یکی آن است که دیدار وی چشم را روشن کند و دل را شادمان گرداند. ( نوروزنامه ).
فرهنگ فارسی
شاد گردانیدن شاد کردن