سپرگذاری
مترادفها
سپردن، امانت گذاشتن، واگذاری
فرهنگستان زبان و ادب
{shielding, shield} [فیزیک] کاهش دادن تابش های هسته ای در عبور از ناحیه ای به ناحیۀ دیگر با استفاده از سپر/ حفاظ متـ. حفاظ گذاری
ویکی واژه
کاهش دادن تابشهای هستهای در عبور از ناحیهای به ناحیۀ دیگر با استفاده از سپر/ حفاظ
جمله سازی با سپرگذاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بانک برای اعطای وامهای بزرگ به شرکتهای صنعتی، شرط گذاشته است که مشتری باید بخشی از داراییهای خود را به عنوان سپرگذاری قرار دهد.
💡 فرآیند سپرگذاری اموال و اسناد مالکیت برای تضمین اجرای قراردادهای تجاری، یکی از مراحل بسیار مهم و حساس در حقوق قراردادهای بینالمللی است.
💡 سرمایهگذار تصمیم گرفت برای اطمینان از بازگشت سرمایهاش، بخشی از سهام شرکت را به عنوان سپرگذاری در نزد نهادهای نظارتی معتبر نگه دارد.