سرشاسی
مترادفها
شاسی
فرهنگستان زبان و ادب
{overhang} [حمل ونقل ریلی] فاصلۀ موجود میان مرکز نخستین یا آخرین محور چرخ خط نورد تا هریک از دو سر خط نورد با احتساب بیرون زدگی بار در محور طولی آن
ویکی واژه
فاصلۀ موجود میان مرکز نخستین یا آخرین محور چرخ خطنورد تا هریک از دو سر خطنورد با احتساب بیرونزدگی بار در محور طولی آن.
جمله سازی با سرشاسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مهندس مکانیک در هنگام بررسی سیستم تعلیق خودرو، تصمیم گرفت برای افزایش پایداری، قطعه سرشاسی را با متریال جدید و مقاومتر جایگزین کند تا ضربات جاده بهتر جذب شوند.
💡 در طراحی خودروهای جدید، ساختار سرشاسی نقش بسیار حیاتی در حفظ ایمنی سرنشینان هنگام برخورد و توزیع صحیح وزن در تمام بخشهای بدنه ایفا میکند.
💡 تعمیرکار خودرو پس از بازرسی دقیق، متوجه شد که آسیب دیدگی شدید در قسمت سرشاسی باعث شده است که چرخهای خودرو در مسیر مستقیم کاملاً تراز نباشند.