سرسلامتی
لغت نامه دهخدا
سرسلامتی. [ س َ س َ م َ ] ( حامص مرکب ) تعزیت. تسلیت.
فرهنگ فارسی
تعزیت. تسلیت
جمله سازی با سرسلامتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در میهمانیهای رسمی و سنتی، معمولاً پس از سخنرانیهای کوتاه، مهمانان برای ابراز خوشحالی و احترام، به سرسلامتی میزبان و تمام حاضران در مجلس میپردازند.
💡 وقتی خبر پیروزی تیم محبوبشان اعلام شد، همه دوستان دور هم جمع شدند و با صدای بلند برای سرسلامتی قهرمانی جدیدشان در میان جمع شادی کردند.
💡 او در پایان صحبتهای خود، با لحنی صمیمانه از همه دوستانش خواست تا برای سرسلامتی اتحاد و صلح پایدار در میان تمام ملتها و اقوام دعا کنند.