سردوال تصویر معنی سردوال لغت نامه دهخدا سردوال. [ س َ دَ ]( اِ مرکب ) لجام و سرآخور و افسار. ( ناظم الاطباء ). کلمات مرتبط سلاخور سردوز سرموز سلسله وار حرف سرد سرد امدن گزارش محتوای نامناسب