سخواء
مترادفها
بخشنده، کریم، سخاوتمند، گشادهدست
لغت نامه دهخدا
سخواء. [ س َخ ْ ] ( ع ص ) زمین نرم فراخ. ج، سخاوی. ( منتهی الارب ). زمین نرم. ( مهذب الاسماء ).
بخشنده، کریم، سخاوتمند، گشادهدست
سخواء. [ س َخ ْ ] ( ع ص ) زمین نرم فراخ. ج، سخاوی. ( منتهی الارب ). زمین نرم. ( مهذب الاسماء ).