لغت نامه دهخدا
سخندار. [س ُ خ َ ] ( نف مرکب ) رازدار. سِرنگاهدار:
راز دل من یکسره یا بی همه با او
زیرا بس امین است و سخندار و بی آزار.ناصرخسرو.
سخندار. [س ُ خ َ ] ( نف مرکب ) رازدار. سِرنگاهدار:
راز دل من یکسره یا بی همه با او
زیرا بس امین است و سخندار و بی آزار.ناصرخسرو.