لغت نامه دهخدا
ستیهه. [ س ِ هََ / هَِ ] ( اِمص ) ستیزه. لجاج: اگر کسی با تو بستیهد بخاموشی آن ستیهه وی را بنشان. ( قابوس نامه، از یادداشت مؤلف ).
ستیهه. [ س ِ هََ / هَِ ] ( اِمص ) ستیزه. لجاج: اگر کسی با تو بستیهد بخاموشی آن ستیهه وی را بنشان. ( قابوس نامه، از یادداشت مؤلف ).
ستیزه لجاج