زودفهمی
مترادفها
تیزهوشی، ذکاوت، هوشیاری، زیرکی
متضادها
کندفهمی
لغت نامه دهخدا
زودفهمی. [ ف َ ] ( حامص مرکب ) تیزهوشی. تندفهمی. سرعت انتقال. ( فرهنگ فارسی معین ). سرعت انتقال و چالاکی در ادراک. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
تیز هوشی تند فهمی سرعت انتقال.