لغت نامه دهخدا
زمران. [ زَ م َ ] ( ع مص ) رمیدن آهو. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
زمران. [ ] ( اِخ ) او اول زاده قطوره بوده. ( سفر پیدایش 25: 2 ). بعضی بر آنند که زمریان که در اواسط بلاد عرب سکنی دارند از اولاد او می باشند. ( از قاموس کتاب مقدس ).