این واژه در زبان عربی معانی متعددی دارد و بسته به زمینه، کاربردهای مختلفی دارد. نخست، در منابع لغوی «زلقوم» به معنای خشکنای گلو یا حلقوم آمده و به قسمت بالایی دستگاه تنفسی انسان یا جانور اشاره دارد. علاوه بر این، در برخی متون به زنخ و چانه نیز اطلاق شده و به بخشهای دیگر صورت مرتبط است. در حوزه جانورشناسی و توصیف حیوانات، «زلقوم» به بینی و پوزه سگ و سایر جانوران درنده اشاره دارد و ابناعرابی مثال «زلقوم الفیل» را برای خرطوم فیل آورده است. از اینرو، «زلقوم» مفهومی است که هم میتواند به اعضای بدن انسان مانند حلقوم و چانه اشاره کند و هم به اعضای بدن حیوانات. در مجموع، این واژه بیانگر بخشی از بدن با ویژگی برجسته و گاهی سخت یا بلند است و کاربرد آن هم در متون پزشکی و لغوی و هم در توصیف حیوانات دیده میشود.
زلقوم
لغت نامه دهخدا
زلقوم. [زُ ] ( ع اِ ) خشکنای گلو. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). حلقوم و خشکنای گلو. ( ناظم الاطباء ). حلقوم. ( از ذیل اقرب الموارد ). || زنخ و چانه. ( ناظم الاطباء ). بینی و پوزه سگ و جانوران درنده. ابن اعرابی گوید: زلقوم الفیل؛ خرطوم آن. ( از ذیل اقرب الموارد ).