زرامیم
لغت نامه دهخدا
زرامیم. [ زَ ] ( ع ص ) ترنجیده و گرفته. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). منقبض. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
ترنجیده و گرفته
زرامیم. [ زَ ] ( ع ص ) ترنجیده و گرفته. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). منقبض. ( اقرب الموارد ).
ترنجیده و گرفته