زبربور
مترادفها
تنومند، چهارشانه، درشتهیکل، قویهیکل
متضادها
ضعیف، نحیف، لاغر، سست
لغت نامه دهخدا
زبربور. [ زَ ب َ ] ( ع اِ ) گیاهی است. || انگور وحشی. ( از دزی ج 1 ص 579 ).
تنومند، چهارشانه، درشتهیکل، قویهیکل
ضعیف، نحیف، لاغر، سست
زبربور. [ زَ ب َ ] ( ع اِ ) گیاهی است. || انگور وحشی. ( از دزی ج 1 ص 579 ).