زبان افکندن

زبان افکندن

«زبان افکندن» در زبان فارسی یک ترکیب فعلی و ادبی است که به معنای خاموش کردن، ساکت ساختن یا از سخن انداختن کسی به کار می‌رود. این تعبیر در متون کهن و شعر فارسی برای بیان حالتی استفاده شده است که فردی توان گفتن یا اعتراض کردن را از دست می‌دهد. در معنای تحت‌اللفظی، «افکندن» به معنای انداختن یا از کار انداختن است و وقتی با «زبان» ترکیب می‌شود، مفهوم از کار افتادن زبان و قطع سخن را می‌رساند. در ادبیات کلاسیک، این عبارت گاه به صورت استعاری برای بیان شدت تأثیر یک حادثه، سخن یا قدرت به کار می‌رود که فرد را کاملاً خاموش می‌کند. به همین دلیل، «زبان افکندن» معادل ادبی «زبان بریدن» یا «ساکت کردن» نیز دانسته شده است. شاعران از این ترکیب برای تصویرسازی‌های قوی و تأثیرگذار در توصیف حالات احساسی استفاده کرده‌اند. این واژه معمولاً در متونی دیده می‌شود که زبان شاعرانه و کنایی دارند و کمتر در گفتار روزمره به کار می‌رود. مفهوم آن می‌تواند هم به صورت فیزیکی (بریدن زبان) و هم به صورت معنوی (ساکت شدن از شدت تعجب یا ترس) در نظر گرفته شود. بنابراین، «زبان افکندن» به معنای خاموش کردن یا از سخن انداختن کسی است که توان گفتار را از او سلب می‌کند.

لغت نامه دهخدا

زبان افکندن. [ زَ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زبان بریدن. ساکت کردن. ( آنندراج ):
مگر ز باغ ارم باصفاش حرفی گفت
که تیغ باد سحر غنچه را زبان افکند.حسین ثنائی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

زبان بریدن و ساکت کردن

ایرا یعنی چه؟
ایرا یعنی چه؟
انوشا یعنی چه؟
انوشا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز