زار امدن

لغت نامه دهخدا

( زار آمدن ) زار آمدن. [ م َ دَ ] ( مص مرکب ) زار آمدن کار؛ زار شدن. نابسامان شدن و آشفته گشتن آن:
شهنشاه را کار زار آمدی
ز خاقان و فغفور یار آمدی.فردوسی.