زاد اوری کردن
مترادفها
تولید کردن، پدید آوردن، ایجاد کردن، زایش کردن
متضادها
از بین بردن، نابودی کردن
فرهنگستان زبان و ادب
زادآوری کردن
[زیست شناسی] ← تولیدمثل کردن
تولید کردن، پدید آوردن، ایجاد کردن، زایش کردن
از بین بردن، نابودی کردن
زادآوری کردن
[زیست شناسی] ← تولیدمثل کردن