رودشتی

مترادف‌ها

اهل رودشت

لغت نامه دهخدا

رودشتی. [ دَ ] ( ص نسبی ) نسبت است به رودشت که از دیههای اصفهان است.( از اللباب فی تهذیب الانساب ). رجوع به رودشت شود.
رودشتی. [دَ ] ( اِخ ) ابوعبداﷲ محمدبن احمدبن سارةبن جعفر رودشتی اصفهانی. در بغداد سکونت گزید و از ابوسعد مالینی و محمدبن محمدبن مخلد عطار و جز آنان استماع حدیث کرد و ابوبکر انصاری از او روای-ت دارد. وی به س-ال 464 هَ.ق. درگذشت. ( از اللباب فی تهذیب الانساب ).
رودشتی.[ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بویراحمد سرحدی بخش کهگیلویه از شهرستان بهبهان واقع در 9هزارگزی شمال غربی سی سخت و 8هزارگزی شمال غربی راه اتومبیل رو سی سخت به شیراز. منطقه کوهستانی است و هوایی سرد دارد. سکنه آن 125تن است. آب آن از چشمه تأمین میشود و محصولش غلات و برنج و میوه و پشم و لبنیات، و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی از قبیل قالیچه و جوال و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد و اهالی از طایفه رودشتی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

جمله سازی با رودشتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او که یک جوان رودشتی است، با تمام توان خود برای معرفی زیبایی‌های طبیعت منطقه و فرهنگ غنی و اصیل مردم شهر خود تلاش می‌کند.

💡 ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری برخی از مردم آن منطقه، باعث شده است که اصطلاح رودشتی در میان اهالی شهرها به عنوان نمادی از صمیمیت شناخته شود.

💡 در آن نمایشگاه هنری، آثار هنرمندان رودشتی که با الگوهای سنتی منطقه خلق شده بودند، توجه بسیار زیادی را از سوی بازدیدکنندگان جلب کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران