رنگ نهادن

لغت نامه دهخدا

رنگ نهادن. [ رَ ن ِ / ن َ دَ ]( مص مرکب ) رنگ از دست دادن. بیرنگ شدن:
لاله از شرم چهره، رنگ نهاد
شکر از شور خنده تنگ نهاد.ظهوری ( از بهار عجم ). || رنگ کردن. رنگین کردن:
ز ضعف بر نتوانم گرفت پا ز زمین
اگر به پا نهدم روزگار رنگ حنا.واله هروی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

رنگ از دست دادن بیرنگ شدن رنگ کردن رنگین کردن

متریال یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز