رنجمند

لغت نامه دهخدا

رنجمند. [ رَ م َ ] ( ص مرکب ) رنجور. دردمند:
چو آه سینه ایشان ز یارب سحری
تن صحیح مرا کرد رنجمند وسقیم.سوزنی.

فرهنگ عمید

رنجور، دردمند: چو آه سینهٴ ایشان ز یارب سحری / تن صحیح مرا کرد رنجمند و سقیم (سوزنی: لغت نامه: رنجمند ).

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز