رمیمه

مترادف‌ها

ویرانه، مخروبه، پوسیده

متضادها

سالم، تازه، پاک

لغت نامه دهخدا

( رمیمة ) رمیمة. [ رَ م َ ] ( ع ص ) تأنیث رَمیم. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به رمیم شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران