رحایل
مترادفها
سفرها، کتابها
لغت نامه دهخدا
رحایل. [ رَ ی ِ ] ( ع اِ ) رحائل. ج ِ رِحالة. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ج ِ رِحالة، به معنی زین یا زین چرمین سخت بی چوب که جهت سخت تاختن آن را نهند. ( آنندراج ). رجوع به رحالة شود.
جمله سازی با رحایل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کاروانهای تجاری در گذشته با استفاده از رحایل و چهارپایان، مسیرهای طولانی و دشوار را برای جابهجایی کالاها بین شهرهای مختلف طی میکردند.
💡 در داستانهای قدیمی، توصیف دقیق رحایل و وسایل سفر، به خواننده کمک میکند تا فضای آن دوران و سختیهای سفر را بهتر درک کند.
💡 با گذشت زمان، استفاده از رحایل سنتی در سفرهای طولانی جای خود را به خودروهای مدرن و وسایل حملونقل سریعتر و راحتتر داده است.