راست پنداشتن
مترادفها
درست پنداشتن، باور کردن
متضادها
غلط پنداشتن
لغت نامه دهخدا
راست پنداشتن. [ پ ِ ت َ ] ( مص مرکب ) راست شمردن. راست دانستن. راست و حقیقی تصور کردن. راست انگاشتن. صحیح پنداشتن.
فرهنگ فارسی
راست شمردن راست دانستن
درست پنداشتن، باور کردن
غلط پنداشتن
راست پنداشتن. [ پ ِ ت َ ] ( مص مرکب ) راست شمردن. راست دانستن. راست و حقیقی تصور کردن. راست انگاشتن. صحیح پنداشتن.
راست شمردن راست دانستن