ذربان

لغت نامه دهخدا

ذربان. [ ذَ ] ( اِخ ) موضعی است در شعر.
ذربان. ( اِخ ) ابن عتیق بن تمیم الکاتب، مکنی به ابی القاسم. حافظ ابوطاهر سلفی در معجم الشعراء از او و وی از ابوحفص الزکرمی العروضی قطعه ای از شعر زکرمی را روایت کرده است. معجم الادباء یاقوت چ مارگلیوث ج 4 ص 119 س 6.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
قرین رحمت
قرین رحمت
اوشاخ
اوشاخ
فاک
فاک
فال امروز
فال امروز