لغت نامه دهخدا
ذات رمح. [ ت ُ رُ ] ( اِخ ) قریه ای است به شام. ( المرصع ). || و ابرقی سپید بدیار بنی کلاب، بنوعمروبن ربیعة را. ( المرصع ) ( معجم البلدان ).
ذات رمح. [ ت ُ رُ ] ( اِخ ) قریه ای است به شام. ( المرصع ). || و ابرقی سپید بدیار بنی کلاب، بنوعمروبن ربیعة را. ( المرصع ) ( معجم البلدان ).
قریه ایست بشام.