دهکانی
مترادفها
روستایی، دهاتی
لغت نامه دهخدا
دهکانی. [ دِ ] ( حامص ) زراعت و فلاحت و کشاورزی و کشت و زرع. دهقانی. دهگانی. رجوع به دهگانی شود. || کشتزار. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به دهقان و دهقانی شود.
روستایی، دهاتی
دهکانی. [ دِ ] ( حامص ) زراعت و فلاحت و کشاورزی و کشت و زرع. دهقانی. دهگانی. رجوع به دهگانی شود. || کشتزار. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به دهقان و دهقانی شود.