کلمه «دندق» اصطلاحی عامیانه است که به معنای «یک ذره»، «یک کم» یا «کمی» به کار میرود. این واژه در گفتوگوی روزمره برای بیان مقدار اندک یا ناچیز چیزی استفاده میشود و معمولاً نشاندهنده کم بودن مقدار مورد نظر است. دندق میتواند درباره غذا، پول، زمان یا هر چیز دیگری به کار رود که مقدار کمی دارد. در فرهنگ مردم، این واژه حالت صمیمی و غیررسمی دارد و بیشتر در مکالمات محاورهای شنیده میشود. استفاده از آن به نوعی بر سبک محاورهای و طنزآمیز زبان اشاره دارد و به مخاطب احساس نزدیکی و صمیمیت میدهد. به عنوان مثال، وقتی کسی میگوید «فقط یک دندق از شیر باقی مانده»، منظورش مقدار خیلی کمی است. این کلمه نشاندهنده توانایی زبان در ایجاد بیان دقیق و کوتاه برای کمیتهای ناچیز است. در مجموع، دندق هم یک واحد غیررسمی برای کمیت و هم بخشی از زبان عامیانه و فرهنگی مردم است.
دندق
لغت نامه دهخدا
دندق. [ دِ دِ ] ( اِ، ق ) ( اصطلاح عامیانه ) دندقه. یک ذره. یک کم. کمی. ( یادداشت مؤلف ). جنجق. جنجقه ( لهجه قزوین ).