دمبکی

لغت نامه دهخدا

دمبکی. [دُ ب َ ] ( ص نسبی ) دمبک زن. که دمبک نوازد. که دنبک نواختن پیشه دارد. تنبکی. || کنایه از مردم بی ادب و نافهم و خلاف مذهب است. ( لغت محلی شوشتر ).

جمله سازی با دمبکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نوازنده موسیقی با مهارت تمام شروع به کوبیدن بر پوست دمبکی کرد تا ریتم شادی را برای مهمانی و مهمانان ایجاد کند.

💡 استفاده از دمبکی در موسیقی‌های سنتی و فولکلوریک منطقه، باعث ایجاد انرژی و هیجان زیادی در میان شنوندگان و رقصندگان می‌شود.

💡 یادگیری نواختن دمبکی نیازمند تمرین مداوم و شناخت دقیق ضرب‌آهنگ‌ها برای تسلط بر ریتم‌های مختلف و پیچیده در موسیقی‌های متنوع است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران