دفعا
مترادفها
مکرراً، بارها، چندین بار
لغت نامه دهخدا
( دفعاً ) دفعاً. [ دَ عَن ْ ] ( ع ق ) مقابل تدریجاً. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). دفعةً. و رجوع به دفعة شود.
فرهنگ فارسی
مقابل تدریجا.
مکرراً، بارها، چندین بار
( دفعاً ) دفعاً. [ دَ عَن ْ ] ( ع ق ) مقابل تدریجاً. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). دفعةً. و رجوع به دفعة شود.
مقابل تدریجا.