درگسیختن

لغت نامه دهخدا

درگسیختن. [ دَ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) گسیختن. گسلیدن:
اگر پالهنگ از کفت درگسیخت
تن خویشتن خست و خون تو ریخت.سعدی.رجوع به گسیختن شود.

بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز