درمکیدن

مترادف‌ها

مکیدن، کشیدن

متضادها

بیرون دادن، دفع کردن

لغت نامه دهخدا

درمکیدن. [ دَ م َ دَ ] ( مص مرکب ) مکیدن. || نوشیدن. و رجوع به مکیدن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - مکیدن. ۲ - نوشیدن.