درغریدن

مترادف‌ها

غریدن، غرش کردن، خروشیدن

متضادها

زمزمه کردن، آرام شدن

لغت نامه دهخدا

درغریدن. [ دَ غ ُرْ ری دَ ] ( مص مرکب ) غریدن. رجوع به غریدن شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران