لغت نامه دهخدا
دانشق. [ ن ِ ش ُ ] ( ترکی، اِ ) کلمه ترکی است از دانشماق به معنی سخن گفتن. سخن گویی. محاوره. گفتار. || مجلس محاوره. انجمن: بزرگان دانشق بشب کرده اند و رای در شب زده اندکه شب فکر مجموع باشد. ( راحةالصدور ). در کار سلطنت با هم مشورت کردند و دانشق ساختند. ( راحة الصدور ).