داشتگی
مترادفها
مالکیت، دارایی، داشتن
متضادها
فقدان، نداشتن، تهی بودن، فقد
لغت نامه دهخدا
داشتگی. [ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی داشته. رجوع به داشته شود.
فرهنگ فارسی
حالت و چگونگی داشته
مالکیت، دارایی، داشتن
فقدان، نداشتن، تهی بودن، فقد
داشتگی. [ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی داشته. رجوع به داشته شود.
حالت و چگونگی داشته