خیسیدگی
مترادفها
تر، نمناکی، خیسی، مرطوب بودن
متضادها
خشکی
لغت نامه دهخدا
خیسیدگی. [ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت خیس خورده. ترشدگی. || عمل و حالت خیسیدن. ( یادداشت مؤلف ).
تر، نمناکی، خیسی، مرطوب بودن
خشکی
خیسیدگی. [ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت خیس خورده. ترشدگی. || عمل و حالت خیسیدن. ( یادداشت مؤلف ).